العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

333

شرح كشف المراد ( فارسى )

( مسأله هفدهم ) ( قيمتها ) سعر يعنى ارزش و آن مقدار عوضى كه متاع را بدان مىفروشند و اينكه ارزان است يا گران آنكه كمتر از نرخ عادى باشد از جهت عادت و وقت و مكان ارزان گويند و آنكه بيشتر باشد گران و گرانى و ارزانى گاهى از طرف خدا است و گاه تصرف مردم نيز در آن دخل دارد . اينكه گفتيم عادت و اتحاد وقت و مكان در آن معتبر است براى آنكه اگر قيمت يخ در تابستان بيشتر باشد و در زمستان كمتر نبايد گفت ارزان شده است بلكه اگر در تابستانى قيمت آن از تابستان ديگر كم شده باشد بايد گفت ارزانتر شده است و يا اگر در شهرى به خريدوفروش متاعى عادت ندارند و اتفاقا ارزان بدست مىآيد ولى در شهر ديگر عادت به فروش آنست و گرانتر باشد مانند آب اعتبار ارزانى و گرانى به آن نيست . خواجه : ارزانى و گرانى به مشيت الهى است به علت اينكه بسته به فراوانى متاع و رغبت مردم است و هر چه رغبت زيادتر خريد بيشتر مىشود و گرانتر مىشود و هر چه رغبت در خريد كم شود ارزانتر مىشود و اين هر دو به مشيت الهى است كه اگر خواهد متاع را فراوان كند و رغبت مردم را كم يا به عكس و بندگان از آن عاجزند . و گاه همه مردم در آن دخيلند مثلا جمعى احتكار مىكنند يا ظالمى راه را مىبندد و مانع رسيدن كالا مىشود و يا ولاة مردم را به فروختن قيمت بيشتر مجبور كنند و يا مجبور كنند به ارزان‌فروشى و . . .